ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

192

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان واقعهء سقاطيه در كسكر گريختگان در كسكر به يكديگر پيوستند . در آنجا نرسى پسر خاله پادشاه بود او مالك خرماى نرسيان بود كه يك نوع خرماى مخصوص پادشاه بود تنها او يا كسانى كه نزد او مقرب بودند از آن خرما تناول ميكردند . نرسيان هم بغرس نخل و مواظبت آن اشتغال داشتند . آنانى كه بفرار تن داده بودند گرد نرسى تجمع نمودند كه او نيز داراى لشكر مجهز بود . ابو عبيد پس از فتح نمارق از همانجا نرسى را قصد نمود تا وارد كسكر شد كه نرسى در آنجا مقيم بود . مثنى هم به همان حال بود كه در نمارق جنگ را پايان داده بود كه آماده و مجهز و هشيار بود . فرمانده دو جناح راست و چپ نرسى دو سردار كه هر دو فرزند دائى ( خال ) پادشاه بودند يكى بندويه و ديگرى تيرويه هر دو فرزند بسطام بودند . مردم باروسما و زواى هم در سپاه نرسى بودند . چون خبر شكست ايرانيان بملكه پوران و سپهسالار او رستم رسيد و دانستند كه جابان مغلوب شده جالينوس را براى فرماندهى نزد نرسى فرستادند كه در آن هنگام جنگ آغاز نشده بود ولى ابو عبيد كار را تدارك كرده زود سوى آنها شتاب نمود كه به محلى معروف بسقاطيه رسيد و در آنجا نبرد را شروع كرد كه دشت ساده بود . جنگ سختى رخ داد و نتيجه